داداشم رفته بود دستشويي که يهو برقا رفتن و داداشم شروع کر

داداشم رفته بود دستشويي که يهو برقا رفتن و داداشم شروع کرد به جيغ زدن و داد و بيداد کردن، بدو بدو رفتيم پيشش ديدم از ترس قرمز شده و ميلرزه، ميگم چي شده؟
ميگه تو دستشويي داشتم زوووور ميزدم يهو که برقا رفت ترسيدم فکر کردم از بس زور زدم چشمام از حدقه دراومده کور شدم ! ! :| :|
دیدگاه ها (۵)

تو اداره شلوارم پاره شد وقت برگشتن به خونه از سر راه يه شلوا...

ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ پسره ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ دختره ﻣﯿ...

چشم و هم چشمي جديد خانومها:خانوم اولي: ما ديگه براي اين مرحل...

خوشم مياد تو تقويممون از روزبيابان زدايي تا روز دوش حمام دار...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

تک پارتی ویو ا.ت امروز به اصرار من با یونگی اومدیم شهربازی ب...

Iove and the moonPart12کوک: اگه ترسیدی می تونی دستم بگیری یو...

ددی خون آشام من

پآرت⁹نوا و یونگی مثل همیشه از خواب بیدار شدن و رفتن...توراه ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

I can be myself with himPart⁹⁶[ویو تهیونگ]از عمارتش خارج شدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط