Girl of the mansion
Girl of the mansion
Part ³⁵
تهیونگ ویو
&بریم ناهار بخوریم؟
=بریم
رفتیم سر میز نشستیم و خدمتکارا هم غذا رو سر میز آوردن
&خب تو این مدت که من نبودم چی کارا کردی
=هیچی فقط یونگی میرفت رو مخ من منم میرفتم رو مخ یونگی همین
&همین؟
=آره... راستی همون روزای اول که بود هم رفتیم دگو که خیلی بد بود
&آها اوکی
=راستی زخمت چطوره؟
&کدوم زخم؟
=همون زخم گلوله
&آها، هنوز کامل خوب نشده و هرروز باید ضد عفونی بشه که خب الان نامجون نیست برای ضدعفونی زخمم و مراقبت های اولیه و شاید یونگی چند روز اینجا بمونه
=دوبارههه؟
&نه بابا شوخی کردم خودمم می تونم زخمم رو ضد عفونی کنم
ولی حقیقت این بود که من نمی تونستم زخمم رو ضد عفونی کنم و برای این کار باید یه نفر دیگه باشه که قرار بود یونگی بیاد که حالا که ات راضی نیست باید خودم اینکار رو به زور انجام بدم
با صدای ات از افکارم بیرون اومدم
=اممم من می تونم تو ضد عفونی کردن زخمت بهت کمک کنم
&ضد عفونی کردن زخم من یکم مشکله باید حتما بلد باشی تا بتونی
=خب تو پرورشگاه به ما اینجور کارا رو یاد دادن
&عه
=آره، کی باید زخمات ضد عفونی شن؟
&هر شب قبل از خواب و بعد از اینکه بیدار شدم
=آها باشه
خوب شد چون واقعا کار سختی بود که خودم بخوام انجام بدم
ناهار رو خوردیم و رفتیم تو حال
(شب)
ات ویو
دیگه موقع خواب بود منم برای ضدعفونی کردن زخم تهیونگ رفتم به طرف اتاقش
تهیونگ ویو
تو اتاقم بودم و داشتم کارام رو انجام میدادم که یکی در اتاق رو زد
&بلههه؟
=بابایی منم
&بیا داخل
=نمی خوای بخوابی مگه
&چرا الان می خوابم
=پس بیا تا زخمت رو ضدعفونی کنم
&آها باشه
=وسایل ضدعفونی کجاست؟
&همونجاست زیر تخت
ات جعبه رو از زیر تخت بیرون آورد
=خب بیا
رفتم و روی تخت نشستم
=خب
&خب؟
=الان انتظار داری از روی تیشرت زخمت رو ضدعفونی کنم؟
&آها حواسم نبود
تیشرت رو کندم و پرت کردم یه گوشه
ات از خجالت سرخ شده بود و منم ناخودآگاه یه لبخند اومد رو لبم
ات سمتم خم شد و داشت زخم شونم رو ضدعفونی میکرد
زخمم میسوخت ولی به روی خودم نیوردم
=داره میسوزه؟
&ن نه
=بابا الکی نگو میدونم درد داره
کم کم داشتم تحر.یک میشدم و به زور خودم رو نگه داشته بودم که کاری باهاش نکنم
یه نفس عمیق کشیدم
=بابا چیزی شده؟
&نه قشنگم کارت رو انجام بده
=اوکی
نمی تونستم تحمل کنم و دستم رو مشت کرده بودم طوری که ناخنام تو کف دستم فرو میرفت
تاجایی دستم رو سفت مشت کردم که خون رو تو دستام حس کردم
=خب تموم شد
&آ آها باشه
=بابا، چیزی شده؟ آخه خیس عرقی
&نه فقط گرممه
=می خوای درجه کولر رو کمتر کنم هوا خنک تر شه؟
&ن نه نیازی نیست
=آها باشه
Part ³⁵
تهیونگ ویو
&بریم ناهار بخوریم؟
=بریم
رفتیم سر میز نشستیم و خدمتکارا هم غذا رو سر میز آوردن
&خب تو این مدت که من نبودم چی کارا کردی
=هیچی فقط یونگی میرفت رو مخ من منم میرفتم رو مخ یونگی همین
&همین؟
=آره... راستی همون روزای اول که بود هم رفتیم دگو که خیلی بد بود
&آها اوکی
=راستی زخمت چطوره؟
&کدوم زخم؟
=همون زخم گلوله
&آها، هنوز کامل خوب نشده و هرروز باید ضد عفونی بشه که خب الان نامجون نیست برای ضدعفونی زخمم و مراقبت های اولیه و شاید یونگی چند روز اینجا بمونه
=دوبارههه؟
&نه بابا شوخی کردم خودمم می تونم زخمم رو ضد عفونی کنم
ولی حقیقت این بود که من نمی تونستم زخمم رو ضد عفونی کنم و برای این کار باید یه نفر دیگه باشه که قرار بود یونگی بیاد که حالا که ات راضی نیست باید خودم اینکار رو به زور انجام بدم
با صدای ات از افکارم بیرون اومدم
=اممم من می تونم تو ضد عفونی کردن زخمت بهت کمک کنم
&ضد عفونی کردن زخم من یکم مشکله باید حتما بلد باشی تا بتونی
=خب تو پرورشگاه به ما اینجور کارا رو یاد دادن
&عه
=آره، کی باید زخمات ضد عفونی شن؟
&هر شب قبل از خواب و بعد از اینکه بیدار شدم
=آها باشه
خوب شد چون واقعا کار سختی بود که خودم بخوام انجام بدم
ناهار رو خوردیم و رفتیم تو حال
(شب)
ات ویو
دیگه موقع خواب بود منم برای ضدعفونی کردن زخم تهیونگ رفتم به طرف اتاقش
تهیونگ ویو
تو اتاقم بودم و داشتم کارام رو انجام میدادم که یکی در اتاق رو زد
&بلههه؟
=بابایی منم
&بیا داخل
=نمی خوای بخوابی مگه
&چرا الان می خوابم
=پس بیا تا زخمت رو ضدعفونی کنم
&آها باشه
=وسایل ضدعفونی کجاست؟
&همونجاست زیر تخت
ات جعبه رو از زیر تخت بیرون آورد
=خب بیا
رفتم و روی تخت نشستم
=خب
&خب؟
=الان انتظار داری از روی تیشرت زخمت رو ضدعفونی کنم؟
&آها حواسم نبود
تیشرت رو کندم و پرت کردم یه گوشه
ات از خجالت سرخ شده بود و منم ناخودآگاه یه لبخند اومد رو لبم
ات سمتم خم شد و داشت زخم شونم رو ضدعفونی میکرد
زخمم میسوخت ولی به روی خودم نیوردم
=داره میسوزه؟
&ن نه
=بابا الکی نگو میدونم درد داره
کم کم داشتم تحر.یک میشدم و به زور خودم رو نگه داشته بودم که کاری باهاش نکنم
یه نفس عمیق کشیدم
=بابا چیزی شده؟
&نه قشنگم کارت رو انجام بده
=اوکی
نمی تونستم تحمل کنم و دستم رو مشت کرده بودم طوری که ناخنام تو کف دستم فرو میرفت
تاجایی دستم رو سفت مشت کردم که خون رو تو دستام حس کردم
=خب تموم شد
&آ آها باشه
=بابا، چیزی شده؟ آخه خیس عرقی
&نه فقط گرممه
=می خوای درجه کولر رو کمتر کنم هوا خنک تر شه؟
&ن نه نیازی نیست
=آها باشه
- ۶.۹k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط