یه همکارداشتم سربرج که حقوق میگرفت تا15روزماه سیگار برگ م

یه همکارداشتم سربرج که حقوق میگرفت تا15روزماه سیگار برگ میکشید بهترین غذای بیرون میخورد ونیمی از ماه رو غذا ی ساده از خونه می آورد تا موقعی که خواستم انتقالی بگیرم کنارش نشتم گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی ؟باتعجب گفت: کدوم وضع! گفتم زندگی نیمی اشرافی نیمی گدایی به چشمام خیره شد وگفت :تاحالا سیگار برگ کشیدی؟گفتم نه! گفت:تا حالا تاکسی دربست کردی؟ گفتم نه!گفت:تا حالا به یک کنسرت عالی رفته ای؟ گفتم نه!گفت:تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟گفتم نه! گفت:تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تاخوشحالش کنی؟ گفتم نه!گفت:اصلا عاشق بوده ای؟ گفتم نه!گفت:تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته ای؟ گفتم نه! گفت اصلا تاحال زندگی کرده ای؟با درماندگی گفتم اره...نه...نمی دونم !هین طور نگاهم میکرد نگاهی تحقیر آمیزاما حالا که نگاهش میکردم برایم جذاب بود موقع خداحافظی تکه کیک خامه ای در دست داشت تعارفم کرد و یه جمله بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد اوپرسید:میدونی تا کی زنده ای گفتم نه! گفت:پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی
دیدگاه ها (۱)

پچ ِ پچ ِ باران را می شنوی؟عاشقانه هایش را برای تو فرستاده س...

یه همکارداشتم سربرج که حقوق میگرفت تا15روزماه سیگار برگ میکش...

یه همکارداشتم سربرج که حقوق میگرفت تا15روزماه سیگار برگ میکش...

اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید با همسرتان بر ...

ومپایر جذاب من. پارت ۴

پارت چهارمویو ا/تشینیچیرو با چهره ای سراسیمه و گیج شده از مغ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

KIM V

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

پارت چهل‌وهشتم | میان درخت‌هاپارک لاراهنوز چند دقیقه از پیشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط