از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شود

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شود
مشکل تو وفای من ، مشکل من جفای تو

کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تو
من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو

جان من و جهان من ، روی سپید تو شدست
عاقبتم چنین شود ، مرگ من و بقای تو

از تو برآید از دلم ، هر نفس و تنفسم
من نروم ز کوی تو ، تا که شوم فنای تو

دست ز تو نمی کشم ، تا که وصال من دهی
هر چه کنی بکن به من ، راضی ام از رضای تو


مولانا
دیدگاه ها (۱)

گهی مستانه می آیم گهی دیوانه می آیمگهی بر آتش عشقت چو آن پرو...

متهم کردی مرا عمری به عشق دیگریکاش میدانستی از هرکس برایم بر...

ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیازبا ، دو پیمانه ، از آن تل...

Eli:بعد مرگم همه را مست کنید از می نابباده نوشید فراوان همگی...

از همه کس گذر کنم، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من، مشکل من...

از همه کَس گذر کنم، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من، مشکل م...

از همه‌کس گذر کنم، از تو گذر نمیشودمشکل تو وفای من، مشکل من ...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

از همه کس گذر کنم، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من، مشکل من...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

از همه کس گذر کنم، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من، مشکل من...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط