𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏{ادامه پارت قبلی}
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏{ادامه پارت قبلی}
جینا هم صداش رو بالا برد.
+یکم وقت! فقط یکم حس کنم که هنوز توی زندگیِ تو جایی دارم! تو همش سرِ کاری، همش توی جلسات! کی وقت برای من گذاشتی؟ کی پرسیدی حالم چطوره؟
جیمین دیگه نتونست تحمل کنه. تمام خستگی و دلخوریش برگشته بود سمتش.
_پس بهتره همون کسی رو پیدا کنی که وقت بیشتری داره!
اشکهای جینا با این حرف جیمین ریخت.
+شاید… شاید هم همین کار رو بکنم.(گریه)
و بعد، بدون اینکه منتظر جواب جیمین بمونه، در رو بست.
جیمین همونجا وایساده بود. نه به خاطر حرفی که زده بود، بلکه به خاطر حرفی که شنیده بود.
"کسی که به حرفهای من گوش میداد."
"کسی که وقت بیشتری برام داره."
اینها یعنی پایان. پایانِ همهچیز.
࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛
خوشگلام شرمندم دیروز یادم رفت ادامه پارت یک و بزارم😭🗿
ولی حواسم هستااا حمایت ها کم شده💔
جینا هم صداش رو بالا برد.
+یکم وقت! فقط یکم حس کنم که هنوز توی زندگیِ تو جایی دارم! تو همش سرِ کاری، همش توی جلسات! کی وقت برای من گذاشتی؟ کی پرسیدی حالم چطوره؟
جیمین دیگه نتونست تحمل کنه. تمام خستگی و دلخوریش برگشته بود سمتش.
_پس بهتره همون کسی رو پیدا کنی که وقت بیشتری داره!
اشکهای جینا با این حرف جیمین ریخت.
+شاید… شاید هم همین کار رو بکنم.(گریه)
و بعد، بدون اینکه منتظر جواب جیمین بمونه، در رو بست.
جیمین همونجا وایساده بود. نه به خاطر حرفی که زده بود، بلکه به خاطر حرفی که شنیده بود.
"کسی که به حرفهای من گوش میداد."
"کسی که وقت بیشتری برام داره."
اینها یعنی پایان. پایانِ همهچیز.
࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛
خوشگلام شرمندم دیروز یادم رفت ادامه پارت یک و بزارم😭🗿
ولی حواسم هستااا حمایت ها کم شده💔
- ۲.۱k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط