پارت ۲

پارت ۲


تئو چمدونمو ازم گرفت و با هم به سمت سکو رفتیم وارد شدیم
@ همینجا واسیا
& کجا میری منم میخواهم بیام
@ قرار شد به حرفام گوش بدی
& اسم دختره چیه داری میری پیشش به منم بگو
@ دختر چیه دارم میرم چمدونارو بگذارم شلوغه تو دست و پایی
& اوه برو به سلامت
@ اومدم همینجایی
& اوهوم
و رفت کتابمو برداشتم و شروع کردم به خوندنش
@ اومدم
& بریم
@ آره
باهم به سمت قطار رفتیم و واردش شدیم دراکو و متیو تو یه واگن ۶ نفره نشسته بودن تئو وارد شدو کلا منو یادش رفت و به دوست جوناش چسبید
* معرفی نمیکنی تئو
@ تینا خواهرم این دراکوعه اینم متیو
* سلام (دست دادن)
+خوشبختم(دست دادن)
* از قد و هیکلش که انگار ازت کوچیکتره
& من ۱۲ سالمه
+ کوچولو
@ درد تینا یه دقه برو بیرون
& چرا
@ یه دقه بعد درو باز میکنم
& باشه
و درد بست
[ تو واگن :
@ فکری به سرتون نزنه ها
+ آقا غیرتی شدن
@ مت
* تئو ۱۲ سالشه
@ آره دقیقا ۱۲ سالشه
* خیلی دختر خوبیه ولی کوچیکه خب نگران نباش فقط دوستمونه
@ بهتره درو باز کم تا یه آتیشی نسوزونده ]
درو باز کرد
@ بیا تو
& چی میگفتین
@ تینا فوضولی نکن
وارد شدم
& بابا من فقط میخواهم بدونم کیه
@ باز شروع شد
* قضیه چیه
@ یکی برا این توضیح بده من دوست دختر ندارم
+ نه نداره
* نه راست میگه تینا نداره
& به فکر خودمم رسید کدوم دختر اسکولی اینو می‌خواهد
+ هه رید بهت
* خیلی این لورنزو کجاس
@ نمیدونم باید بیاد دیگه
یهو یه گربه ی نارنجی رنگ پرید تو واگن
÷ وای ببخشید من معذرت میخواهم الان برش میدارم
& گربه رو برداشتم و بهش دادم : خیلی بامزس
÷ ممنون
& سال اولیه که میای هاگواتز
÷ آره ولی سال دومم پارسال میرفتم ایورمورنی
& منم سال دومم پارسال تو خونه درس میخوندم
÷ من ویکتوریام
& منم تینا
اومدم دست بدم که تئو دستمو عقب کشید
@ فامیلیت چیه
÷ گانت
دستمو ول کرد
÷ تو فامیلیت چیه تینا
& نات
باهم دست دادیم
÷ بقیه جاها پرن میشه آنجا بشینم
& من خب (به تئو نگاه کردم)
@ حتما بشین فقط کنار تینا بشین یه دوست دیگم قراره بیاد
÷ حتما میتونن اسم بقیتونو بدونم
+ متیو
* دراکو
@ تئودور
& برادرمه
لپای ویکتوریا گل انداخت
* اوه
@ مرز خودم فهمیدم
& چی پچ پچ میکنین شما پسرا
+ هیچی ولی خدایی خوشگله
@ اوهوم بامزس ازش خوشم میاد
* هم سن تیناسا
@ خب
* کوچیک بود که
@ خواهر من فرق داره
+ نمیدونم
× سلام امم دو تا دختر اضافه کردین
& سلام انزو من تینا ام
@ اسمش لورنزو عه تینا
× فرقی نداره تئو ازت تعریف کرده بود
& ممنون
دستمو گرفت و بوسید
+ اینم عاشق شد منو تو موندیم دراکو (آروم)
@ با یه دست دادن حل می‌شد انزو
× تلاش کردم به بهترین شکل با یه خانوم رفتار کنم
@ هوف باشه
× و شما
÷ ببخشید من ویکتوریام
× خواهر دراکو لابد
* چون بلونده نه ممنون
÷ من دوست تینام
× خوشبختم
@ چه خبر بچه ها
پسرا شروع کردن باهم حرف زدن منو ویکتوریا هم همینطور
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ به هاگواتز رسیدیم ویکتوریا سرش تو گوشی بود و من رو شو...

۵ پارتی

به دلایلی حالم خیلی خوب نبود و سناریو آرومم میکرد اینم اولین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط