جواب حاج عبدالرضاهلالی به ملعون نجفی:
جواب حاج عبدالرضاهلالی به ملعون نجفی:
جز دردوغصه سینه مارا مجیب نیست/
زخمی به دل نشسته که هیچش طبیب نیست/
خاکم به سر به حضرت عباس چه کرده اند/
دشنام بر سلاله زهرا عجیب نیست/
از کربلا صدای تو برگوش میرسد/
این هاجزای کشته شیب الخزیب نیست/
آقا دلت شکسته ز تیغ زبان خصم/
غصه نخور توقعی از نانجیب نیست/
ای یوسف شکسته دل من حلال کن/
در ما اگر برای تو خیری نصیب نیست/
غافل شدیم از تو و از روزگار تو/
ور نه چنین جسور شدن در رقیب نیست/
این دشمنان که ضخم شما را نمک زدند/
دیروز کوچه مادرتان را کتک زدند/
اینان که این چنین دلت را شکسته اند/
در شام روی نیزه سری را شکسته اند/
این دست ها که قلبتان را دریده اند/
دیروز موی خواهرتان را کشیده اند/
امروز جنگ و غفلت عالی جناب ها/
دیروز کوفه زینب و بزم شراب ها/
برگرد ذوالفقار خدا راه عاشقیست/
قرآن بخوان به دست کسی خیزران که نیست/
ما کیستیم تشنه جام شهادتیم/
جان بر کف ایستاده مطیع ولایتیم/
کافیست که پیر خراسان امان دهد/
با اذنتان اشارت ابرو نشان دهد/
ما مرده ایم که مگر سگی دم بر آورد/
اُ اُ کند و نام شمارا بیاورد/
روباه چشم بر دهن خوک دوخته/
ای بی حیای سگ صفت خود فروخته/
ما باده نوش باده مینای کوثریم/
جان بر کفان ""خامنه ای "" پور حیدریم/
از نصل فاو و فکه و خاک و دوعیجیم/
فریاد میزنم که آری """"بسیجیم"""""".
جز دردوغصه سینه مارا مجیب نیست/
زخمی به دل نشسته که هیچش طبیب نیست/
خاکم به سر به حضرت عباس چه کرده اند/
دشنام بر سلاله زهرا عجیب نیست/
از کربلا صدای تو برگوش میرسد/
این هاجزای کشته شیب الخزیب نیست/
آقا دلت شکسته ز تیغ زبان خصم/
غصه نخور توقعی از نانجیب نیست/
ای یوسف شکسته دل من حلال کن/
در ما اگر برای تو خیری نصیب نیست/
غافل شدیم از تو و از روزگار تو/
ور نه چنین جسور شدن در رقیب نیست/
این دشمنان که ضخم شما را نمک زدند/
دیروز کوچه مادرتان را کتک زدند/
اینان که این چنین دلت را شکسته اند/
در شام روی نیزه سری را شکسته اند/
این دست ها که قلبتان را دریده اند/
دیروز موی خواهرتان را کشیده اند/
امروز جنگ و غفلت عالی جناب ها/
دیروز کوفه زینب و بزم شراب ها/
برگرد ذوالفقار خدا راه عاشقیست/
قرآن بخوان به دست کسی خیزران که نیست/
ما کیستیم تشنه جام شهادتیم/
جان بر کف ایستاده مطیع ولایتیم/
کافیست که پیر خراسان امان دهد/
با اذنتان اشارت ابرو نشان دهد/
ما مرده ایم که مگر سگی دم بر آورد/
اُ اُ کند و نام شمارا بیاورد/
روباه چشم بر دهن خوک دوخته/
ای بی حیای سگ صفت خود فروخته/
ما باده نوش باده مینای کوثریم/
جان بر کفان ""خامنه ای "" پور حیدریم/
از نصل فاو و فکه و خاک و دوعیجیم/
فریاد میزنم که آری """"بسیجیم"""""".
- ۱.۵k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط