part

part.28.
+..باز بهت رو دادم پرو شدی..
-..یکاری نکن به پریودیت کار نداشته باشم..
+..عهه خب باشه پس ..
یکدفعه صدای غارو غور شکمم بلند شد جونگ کوک خندش گرفته بود
-..بیبی یه ددی گشنشه؟؟..
با لحن بچگونه گفتم
+..آله ددی..
-..عه می خوای من بهت غذا بدم
+..نه خیرممم لازم نکرده دیشب خوردم خره..
-..چیه نکنه دوست نداشتی..
+.. عی کثافت پررووووو..
رفتم دنبالش که بزنمش
-..غلط کردم باشههه..
+..آفرین پسر خوب بیا مامانی بوست کنه نهههه البته نیا..
-..نه دیگه من بوس میخوام مامانی ..
+..گشنمههههه..
-..چه مامان شکمویی معلوم نیست جونگ یونو بزرگ کردی به بچه گشنگی میدادی پس همه رو خودت می خوردی ..
+..گگگ می خواست پیشش باشی خب برو غذاتو درست کنننن..
-..رفتم بیبی..
غذا خوردیم برای ناهار می‌رفتیم پیش بقیه
شمارمو گرفت و رفت منم شمارشو .
(ددی کیوت )سیو کردم ظهر رسیدم پیش بچه ها بی تی اس هم اومدن جونگ کوک کنارم نشست
زیر لب گفت
-..بیبی من چطوره..
+..بد نیستم..
شروع به خودم کردیم جونگ کوک
-..بیبی اون نوشابه رو بده من..
حواسم نبود .
+..اوکی ددی..
همه به ما نگاه کردن
تهیونگ گفت.. تا کجا رفتین شیطونا..
سه جو..منم هنوز به اونجا نرسیدم تو چطوری..
تهیونگ به سه جو گفت..دلت میخواد..
-..اسکی نکنی.
+...بسه بخورین از دهنم در رفت دیگه بعدم شما دوتا بچه دارین..
نامجون.. تو خلوت اینجوری همو صدا می کنین..
جین.. شک ندارم همینطوره..
جیهوپ.. جونگ کوک حواست به خواهرم باشه..
سه هو..زیاده روی نکنین..
عصابم بهم ریخت
+..باشه بابا بزرگا به شما ربطی ندارم.‌.
-..اووو.‌.
خوردیم زنگ زدن که بری سر کار رفتیم امروز
شلوغی بود
جونگ کوکو رفته بود
داشتم کار میکردم که دلم آنقدر درد گرفت افتادم دیگه چیزی نفهمیدم.
دیدگاه ها (۰)

part.29.داشتم کار میکردم که دلم آنقدر درد گرفت افتادم دیگه چ...

part.30.سه هو..باشه بابا اشتباه شد..امروز پارتی بود نشستم کن...

بی تی اس

🤣🤣🤣🤣🤣🤣

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

ات. ببخشد ارباب غلط کردمجونگ کوک. دیگه بهم نگو ارباب بگو کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط