به بی بی گفتم :

به بی بی گفتم :
بی بی ، چرا اینقدر به خدا و ما یتعلق به اش اعتقاد داری؟
از همان لبخند های دل نشین همیشگی اش زد و نگاهم کرد.از بچگی فهمیده بودم خدا در چشمانش یک خانه کوچک به اندازه پنجاه یا شصت متر دارد.از ان دست خانه های با صفا که دل ادم همیشه برایشان پر میزند.همان هایی که یک حوضِ کوچک دارند در حیاط کوچکش، که دورتادورش پر از حسن یوسف و اطلسیست. داخلش هم،پر از پشتیست با رو انداز های سفید..یک خانه که نه کریستال چک داشته باشد نه مبل استیل اما از سر ورویش بوی خدا بریزد.خانه ی خدا یک خانه ی پنجاه،شصت متری کنج چشمانِ بی بی.
همان طور که محوِ خانه ی خدا بودم بی بی گفت: پسرم میدانی چرا علی(ع)، علی(ع) شد؟اصلا چرا خدا ۱۴نفر ادم را ، ادم که نه، بگویم نور بهتر است ، ۱۴ نور حقیقی را گذاشت تا راه زندگی را از ان ها یاد بگیریم؟خدا مگر خودش نعوذاً بالله نمیتوانست یک کاری کند همه ی مردم همانی شوند که خودش میخواهد؟همه ی این ها بخاطر دل است پسرم.خدا از روز تولد هرکسی،یک دلِ یک دست صاف و سفید به او میدهد.نه لکه ای از خوبی رویش می اندازد که راه و روش ، بشود خوب زیستن و خوب ماندن ، نه لکه ای از سیاهی می اندازد که سبک وسیاق بشود کعنهو نعوذ بالله یزید.اختیار دل هرکسی را هم میدهد به خودش.خاصیتش هم اینگونه است که هرنقش و لکه ای ک رویش بزنی ،اثرش تا ابد میماند.این دل را خدا امانت داد دست هرکسی.از خلق خدا هم یک وسیله امانت بگیری مراقبش هستی که خراب نشود.دل هم چون امانتیست چ بسا بزرگتر و مهم تر که باید درست و حسابی تحویل صاحب اصلیش بدهی.میگویی چرا دلداده ی خدا ما یتعلق به اویم؟خدا قربانش بروم خیلی مهربان است پسرم ..بامرام است ..تمام تلاشش را میکند که هر کدام از بنده هایش خوب قصه ی زندگیشان شوند.مثلا اگرامانت دار خوبی نباشی و یک شب، مثل شب قدر ، که انگار بوی خدا درتمام کوچه های شهر متصاعد شده است ،بخواهی نقش تازه ای به دلت بزنی، خدا ارام ارام ، تمام بدی ها را از دلت میزداید.قربانش بروم انقدر مهربان است که تنها منتظر اشاره ی توست.ان ۱۴ نوری هم که گفتم تنها کسانی بودند وهستند که دلشان را سفید تر وصاف تر از روز اول تحویل خدا دادند.از میان این همه ادم که از ازل تا به امروز و اینده می ایند و میروند فقط همین ها بودند و هستند که دلشان ، پنداری دل خداست..اری پسرم .. همه چیز به همین واژه ی دوحرفی وصل است .. دلدادگی به خدا و مایتعلق به اش، همه اش کمال است ، همه اش ارزش است .. دلداده ی خدا و مایتعلقه به او شوی، ذلیل نمیشوی ..همیشه در عزتی پسرم.در عزت.میدانی چه می گویم؟
به خودم که امدم گونه هایم خیس شده بودند..دلم خواست، بروم و نقش تازه ای به دل بزنم ..

یا علی مددی ..
دیدگاه ها (۱)

بانوی من ﺑﯿﺎ و ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪے ﻋﻠﯽ ﭼﭗ ﺑﺰﻥ ﺗﻮے ﮐﻮﭼﻪے ﻋﻠ...

باید کسی باشد که هر وقت بار تنهاییت سنگین شد هر وقت کمر کلما...

جای تو را زن دیگری پر کردهزنی که من هم جای شوهرش را پر کردم ...

سلام ،به امروز خوش آمدید ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﻫﺮﺍﺳﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﻦ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﮕ...

چند پارتی جونگ کوک

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط