اشک میریزی و کاشانه بهم میریزد
اشک میریزی و کاشانه بهم میریزد
پسر ارشد این خانه بهم میریزد
ز پریشانی زینب به خودت خرده مگیر
مو که یک شب نخورد شانه بهم میریزد
مرغ عشقی که دگر مثل پرستو شده ای
پر بزن بی تو ببین لانه بهم میریزد
سوختی، پرزدنت ریخت بهم حق داری
بخورد شعله به "پروانه" بهم میریزد
نکند اشک علی جانِ تو هِق هِق بشود
خانه را گریه ی مردانه بهم میریزد...
پسر ارشد این خانه بهم میریزد
ز پریشانی زینب به خودت خرده مگیر
مو که یک شب نخورد شانه بهم میریزد
مرغ عشقی که دگر مثل پرستو شده ای
پر بزن بی تو ببین لانه بهم میریزد
سوختی، پرزدنت ریخت بهم حق داری
بخورد شعله به "پروانه" بهم میریزد
نکند اشک علی جانِ تو هِق هِق بشود
خانه را گریه ی مردانه بهم میریزد...
- ۲.۳k
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط