مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوست

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست به دوستش گفت: وقتي اين همه اموال رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم. دوست او دستش رو گرفت و به بيمارستان برد و گفت.: وقتي اين بيماريها رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم!!!! خدايا واسه داده ها و نداده هات شكر...
الهی!یک ذهن آرام.....
یک تن سالم......
یک خواب شیرین....
یک خیال راحت...
یک روز قشنگ.....
یک خبر خوش......
یک خوشی از ته دل....
نصیب همه دوستانمان بگردان.... آمین
دیدگاه ها (۵)

واكنش آقايون در برابر آرايش كردن خانمشون:...موقع خريد: مگه د...

لطفا با ریتم بخونید.. (تولد تولد تولدت مبارک. ..) تولدت مبار...

..

سنگ عجیب

گنجشکی به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط