#عاشقانه

#عاشقانه
ماه وقتی در شب موهای تو گم می شود
کاروانی بین ابروهای تو گم می شود

ناخدا هرقدر دریا را بلد باشد شبی
کشتی اش در موج گیسوهای تو گم میشود

وحشتم از مرگ خیلی کمتر است از لحظه ای
که سری در بین زانوهای تو گم می شود

کاروان سالار من، زنگ شترهای عرب
لای آواز النگوهای تو گم می شود

مانده ام یا آسمان در چشم هایت مخفی است
یا زمین در بین بازوهای تو گم می شود
دیدگاه ها (۳)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

ماه وقتی در شب موهای تو گم می شود کاروانی بین ابروهای تو گم ...

ماه وقتی درشب موهای تو گم می شودکاروانی بین ابروهای تو گم می...

ماه وقتی در شب موهای تو گم می شودکاروانی بین ابروهای تو گم م...

یک بغل شب بو ، میان ِ خرمن ِ موهای توست چشمه ی شعرم ، به زیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط