نشستی به یادش ...

نشستی به یادش ...
توغم داری اون خوبه حالش ...
تو درگیر اونی هنوزم ...
ولی نیست که عین خیالش ...
تو بستی چشاتو...
ندادی به هیشکی تو جاشو ...
نمیشه عوض کرد یه لحظه با دنیا یکم خنده هاشو...
دیره اما تقصیره تو نیست....
تقدیر توئه که بشی تنها ...
تاثیری نداره دیگه اشکات ...
اون نمیمونه ....
دیره فردا ....
همین امشب راهشو سد نکنی ...
تا نبینی قلبتو این دنیا میسوزونه.....
تو گریون ولی اون نمیفهمه حالی که داری ....
نمیفهمه وقتی بیداری چقد بیقراری...
نمیخای بخوابی ...
نمیخای که این شب تموم شه ....
اخه دیگه از صبح فردا تودیگه اونو نداری ...
دیره اما ....
تقدیر توئه بشی تنها ....
این اهنگو دوس دارم :-)
دیدگاه ها (۱)

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

خنده ی ممنوعه.

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг # ...

My lovely neighbor part : 59

P¹⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط