#ازسری‌داستانهای‌من:

#ازسری‌داستانهای‌من:
چندوقت پیش دوستم ‏میگه وای چقدهیجان داشته ، کاش منم تو اون هواپیما بودم.
از این هیجانا دوسداری بیا من از پنجرمون بندازمت بیرون والآ اسکل :|
دیدگاه ها (۱)

#ازسری‌داستانهای‌من:‏آخر یه روز اون اَپی که یه تیکه از آهنگو...

😐⛾

#ازسری‌داستانهای‌من:‏تو کافه یه دختر خوشگل میخاست بره بیرون ...

خیلی‌خوبه...پ.ن:یه سری چیز های دیگه ام هست!۱.بوی‌غذایی‌کع‌دو...

وقتی که هنوز با این اسکل اشنا نشده بودم یه بار دوستم زد دابی...

این منم دقیقا بعد از ایکه از تو تالار عروسی دختر عمم اومدم ب...

زده بودم گوگل استرنجر تینگز بعد از این تاسا اورد منم زدم روش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط