پارت۳۰

پارت۳۰

Love

ویو بوم

رفتم تبقه پایین و کنار مینهو نشستم با مینهو رابطه صمیمی داشتم مینهو با لبخندی گرم بهم نگاه کرد و گفت
مینهو: هعی پسر‌...... حتی فکرشم نمیکردم بیایی با یوجو دوست شودی نامزدشو دیدی ؟
چه شکلیه ؟ به منم بگو
سرمو پایین اوردم خجالت میکشیدم بگم خودمم
مینهو دستشو کشید رو موهام و گفت
مینهو:اتفاقی افتاده؟
بوم نه فقط خستم
ویو جیسونگ
اون داشت به چی میخندید عوضی خودم میکشمت
جیسونگ خودشم دقیقا نمیدونست چی شوده
یوجو خنده بلندی کرد و بعد میون خنده ها لحظه ای جدی شود و گفت
یوجو: نامزدمه میتونم هر کاری دلم بهاد باهاش بکنم
جیسونگ خنده عصبی کرد و گفت
جیسونگ:اگه نامزدته صابت کن
یوجو برگه ای از تو یه جیب کتش در اورد و بهم نشون داد زیر برگه امضایه بوم و یوجو بود
تعجب کرده بوم
ان برگه......... برگه .........
برگه یه نامزدیشون بود
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۹Loveخودش رو تو بغل برادرش پرت کرد بوم: داداشی.هق .....

پات ۲۸Loveویو چند روز بعد مهمونی بزرگی داخل خونه هان و مینه...

پارت۲۰Loveمینهو‌:‌پاشو وایساجیسونگ سرشو تکون داد و دستشو گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط