به جایی رسیدم که از خودم هم بیزارم

به جایی رسیدم که از خودم هم بیزارم...
این سیگار تا کجا تحمل کند ما را!!!
خدا میداند
دیدگاه ها (۱۳)

سیگارهایم نخ به نخ کم میشوند،،،سن من هم بیشترو بیشتر...ب کجا...

غم ها هجوم آوردند و من ارتش 20 نفره سیگارم را دارم

وقتی همدردت دود و سیگارو تنهایی باشه،،،ینى آخر خطیینی بریدى،...

میاد روزی که،،،سیگارم روشن باشه اما خودم خاموش شده باشم!!!!

دستی به سیگار کشیدم و دودی حواله آسمان کردم..دروغ بودفقط خود...

هر وقت رسیدی به جایی که گفتی نمی تونم این دعا رو زمزمه کن .....

(دعای نور)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط