چند نهان داری آن خنده را

چند نهان داری آن خنده را

آن مه تابنده فرخنده را

بنده کند روی تو صد شاه را

شاه کند خنده تو بنده را

خنده بیاموز گل سرخ را

جلوه کن آن دولت پاینده را

بسته بدانست در آسمان

تا بکشد چون تو گشاینده را

دیده قطار شترهای مست

منتظرانند کشاننده را

زلف برافشان و در آن حلقه کش

حلق دو صد حلقه رباینده را

روز وصالست و صنم حاضرست

هیچ مپا مدت آینده را

عاشق زخمست دف سخت رو

میل لبست آن نی نالنده را

بر رخ دف چند طپانچه بزن

دم ده آن نای سگالنده را

ور به طمع ناله برآرد رباب

خوش بگشا آن کف بخشنده را

عیب مکن گر غزل ابتر بماند

نیست وفا خاطر پرنده را

مولانا جلال الدین محمد
دیدگاه ها (۴۷)

چند نهان داری آن خنده را آن مه تابندهِ فرخنده رابنده کند ر...

آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیستسخت روان می‌رود سرو خرامان...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفاباشد که بگشایی دری گویی...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

#تکست_گرافی

پری دریاییم بی برو برگرد باید فالو و حمایت بشه: @asas.w

دعوا بالاخره تموم میشه، عصبانیت هم میخوابه.مشکل اون حرفیه که...

یه مثال از انقلاب خودمون بزنیمگفتیم حرف از وحدت سر موضوعات م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط