روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کر

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کرد
مرد نمازش را شکست و گفت:
مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم
مجنون با لبخند گفت:من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم!!!
تو عاشق خدایی و مرا دیدی
دیدگاه ها (۱)

در کمر پدرمان بودیم ،جایمان خوب بود سالهای پیش...شبی که پدر ...

زمین بهشت می شود...روزی که مردم بفهمند هیچ چیز عیب نیست جز ق...

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﻨـــــــــﮓ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺍﺩ !ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﺴﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ...

این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود من عاشق او بودم و او عا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

عاشقانه های شبنم

قسمت ۷

In the shadows of the hall I watch you, far from that crownR...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط