دلم یک آدمِ غریبه‌ی امن و آرام می‌خواهد،

دلم یک آدمِ غریبه‌ی امن و آرام می‌خواهد،
وَ پذیرنده، و شنونده، و پناه دهنده ...
کسی که قضاوتم نکند و فقط گوش کند. کنجکاو نشود، بیشتر نپرسد، سرزنش نکند، دلیل نخواهد.
دلم نگاهی بیگانه اما گرم می‌خواهد
یک دوستیِ عمیق ولی کوتاه
یک همنشینیِ سالم اما بدون ادامه.
یک نفر که انگار مرا از جنگل سرد و تاریکی که در آن گم شده‌ام نجات بدهد، به کلبه‌ی دنج و گرم خودش ببرد، برایم چای بریزد و بی‌آنکه بپرسد چرا و از کجا می‌آیم، مقابلم بنشیند، حرف‌های مرا بشنود و شانه‌های مرا برای تسکین بفِشارد و حالم که خوب شد، نپرسد کجا؟ فقط راه خیابان را نشانم بدهد، در آغوشم بگیرد و برایم آرزوهای خوب کند و از او که دور شدم، احساس کنم خدا را در کالبد یک انسان ملاقات کرده‌ام که اینقدر آرامم...

#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉♡
#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
دیدگاه ها (۳)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :و یا دعاها که خداوند...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

دلم یک آدمِ غریبه‌ی امن و آرام می‌خواهدوَ پذیرنده، و شنونده،...

دلم یک آدمِ غریبه‌ی امن و آرام می‌خواهد،وَ پذیرنده، و شنونده...

دلم یک آدمِ غریبه‌ی امن و آرام می‌خواهد،وَ پذیرنده، و شنونده...

دلم یک آدمِ غریبه‌ی امن و آرام می‌خواهد،وَ پذیرنده، و شنونده...

دلم یک آدمِ غریبه‌ی امن و آرام می‌خواهد،وَ پذیرنده، و شنونده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط