???? پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید ک

???? پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد.
روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش.
پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟

پیرمرد لبش را گزید و گفت نه پسرجان. پسرک گفت: پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم. "دوست خدا بودن سخت نیست"
دیدگاه ها (۳۲)

پنج مرد در دنیا خوشبخت ترینن:اولی مردی که من زنشم ⊙﹏⊙دومی مر...

لذت آنچه را که امروز داریبا آرزوی آنچه نداری خراب نکن روزهای...

ڪم باشاصلا هم نگرانِڪم شدنت نباشآنڪس ڪه اگرڪم باشی گمت کندهم...

???? هر چیزی کمش دارو است متوسطش غذا است و زیادش سم است ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟓جونگکوک چهار چشمی نگاهش رو رمز بود و و...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

' پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با ت...

' پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با ت...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط