عطر خوش چای و پولکی برمیگشت

عطر خوش چای و پولکی برمیگشت

آن خاطره ها یکی یکی برمیگشت

من بودم و مادری که دنیایم بود

ای کاش دوباره کودکی برمیگشت
دیدگاه ها (۲)

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

ای کاش یکی دیگه بودم 🥲

ای کاش من جای خواهر مگی بث بودم بث خوش به حالت که همچین رفیق...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

‌

کاش عطر تو رامی‌شد در شیشه‌ای ریخت؛برای روزهایی که نیستی،درش...

پاییز که می‌رسد، انگار دنیا دوباره آرام‌تر نفس می‌کشد… 🍂هوا ...

ᥫ᭡𐚁عصر که آرام‌آرام از راه می‌رسد، عطر دل‌نشین چای در خانه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط