ما به همدیگه دچاریم دچاریم دچار

ما به همدیگه دچاریم دچاریم دچار
دوتا بازنده می مونه ازمون آخر کار

دو تا بازنده که با هم شدنو جون کندن
دوتا دلبسته ، دو عاشق ، دوتا بی صبر قرار

رهسپار شب دردیم ،تووی این راه دراز
جرممون عاشقی بوده ، سهممون مرگ بهار

تووی بیراه ی این همنفسی های عزیز
تا کجا پیاده باشیم ، تا کجای انتظار

غرق جمعه های غربتزده ی فاصله ها
پی راه چاره هستیم ، فکر تکرار فرار

ما نمی رسیم به آخر ،ما نمی رسیم به هم
ما نمیرسیم به جایی ، غیر دیوار و حصار

ما به همدیگه دچاریم دچاریم دچار... .
دیدگاه ها (۱)

هر کجا باشی ، در آنجا ، یار..! می نازم به توبی شماران عاشقم ...

روی بام خانه ام مهتاب می بارد بیاآسمان امشب بساط عاشقی دارد ...

روی زردم همه‌از، دوری رخسار شماست،چشم ما منتظر، رخصت دیدار ...

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط