پارت مثل(_𝟐𝟎_)

پارت مثل(_𝟐𝟎_)



•صبح


کوک از خواب بیدار میشه و مثل همیشه دوشی میگیره،لباساش رو میپوشه موهاش رو مرتب میکنه و عطر همیشگیش رو میزنه و به سمت مدرسه راه میوفته.....


• تهیونگ


ویو ته : صداهای نامعلومو ترسناک تو سرم کم کم نا پدید شدنو از خواب بیدار شدم،با چشمای نیمه باز، نگاهی به ساعت انداختم، چی. ، گندش بزنن
دیر شده بود، یک دفعه ای از جام بلد شدم سریع لباسام رو پوشیدمو وسایلمو گذاشتم داخل کیفم، همونطور که زیپ کیفمو میبستم سریع از داخل راهرو خونه ام رد شدم .بابا صدام زد ولی دیر متوجه شدم کفشامو پوشیدمو خودمو با عجله به مدرسه رسوندم


کوک که داشت از کنار کلاس ته رد میشد،از داخل پنجره راهرو، چشمش خورد که داخل کلاس نیست...
کوک با خودش : نکنه زیادی خوابش برده ! یا شایدم اتفاقی افتاده،
تو فکر بود که صدای دویدن پایی شنید و ته متوجه حضور کوک نشد و داخل کلاس رفت
نشستو نفس نفس زد، بعد هم نگاهی به دورو برش انداختو دستشوبه سرش گرفتو،سرش رو روی میز گذاشت


ویو ته : خودم رو سریع به مدرسه رسوندمو بدون معطلی وارد کلاس شدم، نشستم، اوه، خوبه خیلی هم دیر نشده، اَه،

چون ته یک دفعه ای از جاش بلند شده بودو شک به بدنش وارد شده بود، سرش بدجوری درد گرفته بود،

دستشو به سرش گرفت و آروم روی میز گذاشت

چند ثانیه ای طور نکشید که معلم به کلاسشون وارد میشه

کوک هم به کلاسش میره

بعد از تموم شدن مدرسه کوک بدون معطلی سوار ماشین میشه و به خونش میره
کمی استراحت میکنه، میره دوش میگیره و بعد هم آماده میشه و به سمت عمارتی که مهمونی اونجا برگذار میشه میره

تهیونگ هم به سمت کار پاره وقتش میره
، کیفش رو میزاره و. . . . .


شرایط رو زودی برسونیییین

30_لایک و کامنت
20_بازنشر

🎀
دیدگاه ها (۳۹)

پارت (_𝟏𝟗_)جونگ کوک خوابش نمیبرد، داشت همینطور فکر میکرد به ...

پارت (_𝟭𝟴_)تهیونگ هم به کار پاره وقت میره و بعد از تموم شدن ...

• پارت پانزده ته کمی فکر میکنه بعد ته: اوه، اره، اون، اممم...

_پارت (_𝟭𝟳_)تهیونگ پا میشه روی تخت میشینه، : خیلی خوشحال می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط