مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم

مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم
هزار روحم و در یک بدن نمی گنجم

فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه_طنزاز لبت تا خنده بارد قهر،می ریزد به هممی رود بالا...

💮 من نگویم که دل از من مبَر ای مایه ء ناز💮 چونکه بردی، نگهش ...

این چند وقت جسمم نمی تونه همپای روحم پیش برهوقتی روحم هر لحظ...

پلنگ سنگی دروازه‌های بستۀ شهرممگو آزاد خواهی شد که من زندانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط