پلیس ابلیس part
پلیس. ابلیس. part¹²
_ آدم شدی ؟( نیشخند )
+ اره اره گوه خوردم تروخدا بیا منو باز کن بدنم خشک شد ( بی حس )
_ بگو غلط کردم دیگه از این گوهر نمیخوردم
+ غلط کردم دیگه از این گوها نمیخوردم
_ خب حالا شدی یه دختر خوب
جونگ کوک رفت و اگه یادتون باشه ا.ت افتاده بود و ا.ت و صندلی رو با یه حرکت بلند کرد و ا.ت رو باز کرد و از اون اتاق ترسناک بیرون آورد بعد ا.ت رو برد توی یه اتاق کوچکی که برای خدمت کارا بود
_ کاری بلدی انجام بدی
+ نه
_ خب پس به درمون نمیخوری میکشیمت
+ نه غلط کردم همه کاری انجام میدم اصلا از همه انگشتام هنر میپاچه
_ خیلی خب پس از این به بعد تو جزئی از اموال من حساب میشی
+ از اموال ؟
_ اره هر چیزی یا هر کسی که داخل عمارت من باشه جزئی از اموال منه
ا.ت ترسید و چند قدمی عقب رفت و جونگ کوک برگشت بهش نگاه انداخت و پوزخند زد
_ از من میترسی .... نگران نباش من به اموالم آسیب نمیرسونم
+ پس اون آقاهه که دیروز کشتیش چی اون جزئی از اموالت نبود
_ نه چون بیرون از عمارت من کار میکرد آنقدر سوال جواب نکن
+ .....
_ همینجا وایسا من چند نفر رو بفرستم که بیان ببرمت خرید که یه خورده وسایل برا خودت بخری
+ باشه
_ اجومااااااا
اجوما: بله ارباب با من امری داشتید
_ چند نفر از افراد رو بفرست که بیان این خدمت کار جدید رو ببرن و براش لباس و وسایل ضروریش رو بخرن
آجوما : اما شما همه خدمت کارا رو مرخص کردید و فقط من موندم برا اشپزی و چند نفر موندن برای نگهبانی جلو در عمارت
_ خیلی خب وایسا اگه کاری نداشتم خودم بیام ببرمت
+ خودم میتونم برما
_ که فرار کنی ؟
_ آدم شدی ؟( نیشخند )
+ اره اره گوه خوردم تروخدا بیا منو باز کن بدنم خشک شد ( بی حس )
_ بگو غلط کردم دیگه از این گوهر نمیخوردم
+ غلط کردم دیگه از این گوها نمیخوردم
_ خب حالا شدی یه دختر خوب
جونگ کوک رفت و اگه یادتون باشه ا.ت افتاده بود و ا.ت و صندلی رو با یه حرکت بلند کرد و ا.ت رو باز کرد و از اون اتاق ترسناک بیرون آورد بعد ا.ت رو برد توی یه اتاق کوچکی که برای خدمت کارا بود
_ کاری بلدی انجام بدی
+ نه
_ خب پس به درمون نمیخوری میکشیمت
+ نه غلط کردم همه کاری انجام میدم اصلا از همه انگشتام هنر میپاچه
_ خیلی خب پس از این به بعد تو جزئی از اموال من حساب میشی
+ از اموال ؟
_ اره هر چیزی یا هر کسی که داخل عمارت من باشه جزئی از اموال منه
ا.ت ترسید و چند قدمی عقب رفت و جونگ کوک برگشت بهش نگاه انداخت و پوزخند زد
_ از من میترسی .... نگران نباش من به اموالم آسیب نمیرسونم
+ پس اون آقاهه که دیروز کشتیش چی اون جزئی از اموالت نبود
_ نه چون بیرون از عمارت من کار میکرد آنقدر سوال جواب نکن
+ .....
_ همینجا وایسا من چند نفر رو بفرستم که بیان ببرمت خرید که یه خورده وسایل برا خودت بخری
+ باشه
_ اجومااااااا
اجوما: بله ارباب با من امری داشتید
_ چند نفر از افراد رو بفرست که بیان این خدمت کار جدید رو ببرن و براش لباس و وسایل ضروریش رو بخرن
آجوما : اما شما همه خدمت کارا رو مرخص کردید و فقط من موندم برا اشپزی و چند نفر موندن برای نگهبانی جلو در عمارت
_ خیلی خب وایسا اگه کاری نداشتم خودم بیام ببرمت
+ خودم میتونم برما
_ که فرار کنی ؟
- ۲.۵k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط