سناریو هنتای از زوهاکوتن
سناریو هنتای از زوهاکوتن
پارت ۱
زوهاکوتن در راه رفتن به خونه ا/ت
از زبون زوهاکوتن :
منو ا/ت ی چند وقتی بود که باهم تو ی رابطه بودیم . ا/ت دختر حساسی بود و از اینکه من گاهی اوقات به حرفاش توجهی نمی کردم ناراحت میشد . الان دارم میرم خونه اون تا از دلش در بیارم .
چند شب پیش جلوش ی دختر رو خوردم و سرش داد زدم اون خیلی ترسید و فرار کرد .
از اون شب به بعد دیگه ندیدمش....
خب دیگه رسیدم...
زوهاکوتن در خونه ا/ت رو حُل میده .
زوهاکوتن : در بستس...ولی اون همیشه این ساعت در رو برای من باز میذاشت...شاید هنوز از اون اتفاق ناراحته...اگه در رو بزنم ممکنه برام باز نکنه... پس از دیوار میپرم...
زوهاکوتن از دیوار میپره و وارد خونه میشه و به سمت اتاق
ا/ت میره . زوهاکوتن در اتاق رو باز میکنه . ا/ت از جاش میپره .
ا/ت : تو اینجا چیکار میکنی...از اینجا برو دیگه نمی خوام ببینمت...
زوهاکوتن : برای اون شب معذرت میخوام .
و به سمت ا/ت میره .
ادامه دارد
پارت ۱
زوهاکوتن در راه رفتن به خونه ا/ت
از زبون زوهاکوتن :
منو ا/ت ی چند وقتی بود که باهم تو ی رابطه بودیم . ا/ت دختر حساسی بود و از اینکه من گاهی اوقات به حرفاش توجهی نمی کردم ناراحت میشد . الان دارم میرم خونه اون تا از دلش در بیارم .
چند شب پیش جلوش ی دختر رو خوردم و سرش داد زدم اون خیلی ترسید و فرار کرد .
از اون شب به بعد دیگه ندیدمش....
خب دیگه رسیدم...
زوهاکوتن در خونه ا/ت رو حُل میده .
زوهاکوتن : در بستس...ولی اون همیشه این ساعت در رو برای من باز میذاشت...شاید هنوز از اون اتفاق ناراحته...اگه در رو بزنم ممکنه برام باز نکنه... پس از دیوار میپرم...
زوهاکوتن از دیوار میپره و وارد خونه میشه و به سمت اتاق
ا/ت میره . زوهاکوتن در اتاق رو باز میکنه . ا/ت از جاش میپره .
ا/ت : تو اینجا چیکار میکنی...از اینجا برو دیگه نمی خوام ببینمت...
زوهاکوتن : برای اون شب معذرت میخوام .
و به سمت ا/ت میره .
ادامه دارد
- ۵۱.۴k
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط