دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاست

بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست

ما هر دوان خاموش خاموشیم، اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست

دور از نوازشهای دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت را در دستم گذارم
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست
دیدگاه ها (۱)

‌ امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسک...

عاشقم، بی کینه اماما تو میفهمی مگردرد دارد سینه ام اما تو می...

تقصیر خودم بود که لب باز نکردم احساس دلم را به تو ابراز نکرد...

ای که قصدت رفتن است،من دوستت دارم بماندوریت جان‌ کندن است،من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط