در کنارت نیستم اما فراموشم مکن

در کنارت نیستم اما فراموشم مکن
خط مکش بر خاطراتم گنگ و مغشوشم مکن

در نگاهت اصفهان و در تنت شیراز هست
در تماشای جهان حیران و مدهوشم مکن

داغ داغم! بی نیاز هیزم و کبریت ها
بیش از این آتش مسوزان! نقطه ی جوشم مکن!

لحظه ی آخر فقط محکم در آغوشم بگیر
اینکه خواهی رفت را آویزه ی گوشم مکن

پیش خورشید نگاهت یک چراغ کوچکم
من خودم آهسته خواهم سوخت، خاموشم مکن!
#محمد_فرخ_طلب_فومنی
دیدگاه ها (۶)

‌رد شدی از من، شدم هر ثانیه بیمار ترروزگارم تیره تر شد، چشم ...

باران می باردو منبه اولین چهارراه که برسمچترم رابه اولینکودک...

بنویسم،ننویسم،تو نمی خوانی که!چیزی از معجزه ی شعر،نمی دانی ک...

هذیان نمیگویم ولی تب دارم این شب هامن دود... ، نه ! ابری شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط