《مرگ و زندگی》

《مرگ و زندگی》

تضاد ها در کنار یکدیگر زیبایی خاصی می‌آفرینند. ماه و خورشید، شب و روز و ... مرگ و زندگی.
عشق میان این دو عجیب است. زندگی‌ای که سرشار از جنب و جوش و زیستن است و مرگی که ردای تاریکی خود را بر روی مردگان می‌گستراند و آنها را در آرامشی ابدی فرو می‌برد. ولی این دو خیلی خوب با هم کنار می‌آیند. زندگی به مرگ نشاط و سرزندگی می‌دهد و مرگ هم زندگی را با آغوشی باز به آرامش مطلق می‌سپارد.
زندگی هدایای بی‌شماری برای مرگ می‌فرستد و مرگ هم آنها را تا ابد برای خود نگه می‌دارد.
گاهی وقت ها زندگی با شیطنت همیشگی‌اش بر روی پنجره‌ی خانه‌ی مرگ می‌زند و به انتظار او برای دیدنش پایان می‌دهد. بعضی اوقات هم مرگ در روز های آفتابی در کنار زندگی راه می‌رود و با ردایش او را از گرما می‌رهاند.
شاید این عشق غیر‌قابل درک و باور باشد ولی می‌توان گفت که زیبا ترین عاشقانه ممکن است‌؛ اینکه با وجود تفاوت ها، تفاهم هایی و راه هایی برای عشق ورزیدن پیدا کنی، اگر بهترین عاشقی کردن نباشد پس چیست؟
دیدگاه ها (۰)

من امروز خیلی درگیر درس و کارام بودم و زمانی برای نوشتن نداش...

کنار تئودور وایستادم و به پرونده شخصی که قرار بود در صورت قب...

(فلش بک، ۱۳ سال پیش)"ولی من واقعا دوست دارم زودتر برم‌. مهار...

به زیرزمین اول رسیدم و وارد یکی از سلول ها شدم. جاسوسی که گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط