دلم باز هیجان می خواهد

دلم باز هیجان می خواهد
چیزی شبیه گرمای آغوشش
چیزی شبیه گره خوردگی دستانش میان انبوه موهایم
شبیه نگاه کردن به چشمانش
دلم
"او"را می خواهد
که بیاید و دوباره به قلبم برقی با ولت بی نهایت وصل کند که هیجان بدهد به جسم متعفن شده ام
با نگاه
نوازشش
بوسه هایش.‌‌‌‌‌......‌‌
دیدگاه ها (۲)

سکوت قلم از سر #دلتنگیستلاجرم این شعر هم تا ابد بۍ انتهاست ب...

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟!"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ می خواﻫﻤﺖ؛ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ "ﺩﻟﺒﺴ...

زمسـتان یعنــیتو نباشــیو مـنمراقب باشــــمیخ بغضم وا نشــود...

بی هوا میبوسمت ...تا به تو ثابت کنم ..." حادثه هیچ وقت ، خبر...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط