گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم

گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم


عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن
دیدگاه ها (۵)

گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادمعشق آموخت مرا شکل دگر خ...

همه قبیله‌ی من عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

«دیده و دل»گر بنی آدم اعضای یکدیگرنداز این روست که در آفرینش...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط