داشتم برای امتحان دانشگاه، تو خونه تقلب مینوشتم، خواهرم ب

داشتم برای امتحان دانشگاه، تو خونه تقلب مینوشتم، خواهرم به مامانم به شوخی گفت :ببین داره چیکار میکنه؟؟ تقلب مینویسه...!!!! مامانم موند چی بگه، اومد تقلبو پاره کردو گفت :ماتو این خونه نماز میخونیم......!!:|
دیدگاه ها (۵)

برهنه می آییم برهنه می بوسیم برهنه می میریم با این همه عریان...

بچه ها چرا فقط از دلشکستن حرف میزنید من تو همین دنیایی ک شما...

وقتی تنهایی... بدون خدا همه رو بیرون کرده تا.... خودت باشی و...

چه ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده با گریستن دیگرا...

خب اون پست احساس کردم بعضیاتون شاید فک کنید برا جلب توجه هست...

وقتی استادت بودP:3ویو ا.ت:در باز شد جینا بود اومد بشینه که ک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

Part:24داشتم از پله ها بالا میرفتم که صدام کرد.ا/ت:ببخشید (ی...

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

P17(مکان کتاب خونه ادن)ویو انیا دیشب شب خیلی باهالی بود به د...

ترس شیرین pt 44¥قربان ردش رو زدیم£خوبه،بریمجانگ با افرادش...

P25فردا ویو انیا بیدار شدم دیدم ساعت ۵ یاد دیروز افتادم و بغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط