دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند

دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد

می روم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم

که به چراغ های نورانی و دست های گرم دیگر اعتمادی نیست
دیدگاه ها (۱۹)

سلام به دوستای گلم فعلا این عکس آخره اگه عمری باشه میام و لط...

سلام به دوستان گلم

عشق جایی می تپد که تو باشی پس باش آنجا که باید باشیدر کنار ا...

چه حس قشنگیه وقتی می شی مَحرمِ دل یکییکی که بهش اعتماد داری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط