عاشق
۳ عاشق
پارت ۱۲
ویو ا/ت
وای سرم، سرم درد میکنه وای چشمامو باز کردم وای اینجا کجاس مگه من با ته یونگ توی خرید نبودیم وایسا ببینم من داشتم خرید مو حساب میکردم که یهو از هوش رفتم حالا یادم اومد احساس میکنم چند روزه اب نخوردم دهنم خشک خشکه داشتم فک میکردم یه یهو یه چیزی پامو لیس زد
ا/ت: جیغغغغغغغغغغغغغ ( داد)
ناشناس : چته بچه سرم رفت چرا جیغ میزنی
ا/ت : اون چی بودددد پامو لیس زد
ناشناس : من بودم بابا عه به خون نیاز دارم خفه شو
ا/ت : داری شوخی میکنی دیگه
ناشناس: نه کاملا جدیم
یهو دیدم اومد جلوم شبیه ددی مافیا ها بود قدر بود عینک وای چه خوشگله
سرشو برد دو گردنم لیس زد
ا/ت: هعیییی ولم کنننن من دوست پسر دارم
ناشناس : از الان من ددی تم به حرف باید گوش کنی
ا/ت: خفه بابا از رو پاهام پاشو تا نزدم تخماتو نترکوندم
ناشناس : اووو عصبانی میشی خوشگل تر میشی
ا/ت: میگم پاش. و.....
یه یهو توی گردنم سوزش اومد الان...... الان... چی شد چرا گردنم میسوزه داره چیکار میکنه بدنم تکون نمیخورد نمیتونستم تکون بخورم همه جا سکوت حکم فرما بود صدای قورت دادن چیزی که میخورد حالم و بد میکرد اون داشت.... داشت..... خون من و میخورد باورم نمیشد که خوناشام ببینم
از گردنم دل کند به چشمام ذول زد چشمای خمارش
ناشناس : خیلی وقته دنبالتم پرنسس
نمیتونستم صحبت کنم انگار یکی حق این کار و بهم نیمداد نمی دونم چرا از روم بلند شد و رفت سمت در
ناشناس : برات غذا میارم پرنسس از دستای خودم غذا میخوری
بعدم از اتاق رفت در و بست
الان چیشد هنوز منگ بودم یعنی چی یعنی ما توی این دنیا خوناشامم داریم یعنی واقعا وجود دارن یا من دارم توهم میزنم نه ا/ت به خودت بیا گردنت میسوزه نمیتونی نادیده اش بگیری
وای دستامم بسته اس چطوری برم بیرون چطوری کوک و بقیه رو پیدا کنم نمی خوام اینجا باشم اگر همیجوری ازم خون بخوره میمیرم
ا/ت : یکم فکر کن اون مغزت و بکار بنداز
داشتم فک میکردم که در باز شد باز م خودش بود هیکل سیس پکیش از در اومد تو مونده بودم این به این خوشگلی دوست دختر نداره به دخترای دیگه دست میزنه؟ وای ا/ت چه فکرایی میکنی خاک تو سرت
ناشناس : بیا غذا آوردم
ا/ت : گشنم نیست
ناشناس : باید بخوری
ا/ت : میگم نیم خوام
ناشناس :...........
اومد نشست رو پام
ا/ت : هعییی برو پایین
یهو سرشو برد تو گردنم و رد زخمشو لیس زد میسوختتت وای خیلی درد داره از گردنم گرفت اومد بالا و بوسه های خیس میزاشت
ناشناس : یا همین الان غذات و میخوری یا تا جا داری میکنمت پرنسس
ترسیدم
ا/ت : باشه، باشه میخورم
ناشناس : افرین پرنسس من
اومد نشست جلوم و برام لقمه میگرفت و میزاشت دهنم منم میخوردم سیر شدم داشتم باهاش حرف میزدم
ا/ت:تو کی هستی؟
ناشناس : یکی که تو نمیشناسی
ا/ت: خب من و برای چی آوردی اینجا
ناشنا: خب طولانیه
ا/ت: بگو میشنوم
ناشناس : پیگیرت بودم ازت خوشم اومده و میخوام مال من باشی حتا اگر مخالفت کنی برام مهم نیست اگه قرار باشه پیشم بمونی هر جور شده نگهت میدارم
دهنم باز موند این روانیههههه نمیخوامممم
وای کوک کجاسسسس
داشت میرفت سمت در که......
ا/ت:اسمت چیه
برنگشت
ناشناس : اسم من.......
نامجونه
خمارییییییییییییی
تا پارت بعدی به یکی قول دادم امروز یه پارت دیگه ام بزارم لایک و کامنت فراموش نشه
پارت ۱۲
ویو ا/ت
وای سرم، سرم درد میکنه وای چشمامو باز کردم وای اینجا کجاس مگه من با ته یونگ توی خرید نبودیم وایسا ببینم من داشتم خرید مو حساب میکردم که یهو از هوش رفتم حالا یادم اومد احساس میکنم چند روزه اب نخوردم دهنم خشک خشکه داشتم فک میکردم یه یهو یه چیزی پامو لیس زد
ا/ت: جیغغغغغغغغغغغغغ ( داد)
ناشناس : چته بچه سرم رفت چرا جیغ میزنی
ا/ت : اون چی بودددد پامو لیس زد
ناشناس : من بودم بابا عه به خون نیاز دارم خفه شو
ا/ت : داری شوخی میکنی دیگه
ناشناس: نه کاملا جدیم
یهو دیدم اومد جلوم شبیه ددی مافیا ها بود قدر بود عینک وای چه خوشگله
سرشو برد دو گردنم لیس زد
ا/ت: هعیییی ولم کنننن من دوست پسر دارم
ناشناس : از الان من ددی تم به حرف باید گوش کنی
ا/ت: خفه بابا از رو پاهام پاشو تا نزدم تخماتو نترکوندم
ناشناس : اووو عصبانی میشی خوشگل تر میشی
ا/ت: میگم پاش. و.....
یه یهو توی گردنم سوزش اومد الان...... الان... چی شد چرا گردنم میسوزه داره چیکار میکنه بدنم تکون نمیخورد نمیتونستم تکون بخورم همه جا سکوت حکم فرما بود صدای قورت دادن چیزی که میخورد حالم و بد میکرد اون داشت.... داشت..... خون من و میخورد باورم نمیشد که خوناشام ببینم
از گردنم دل کند به چشمام ذول زد چشمای خمارش
ناشناس : خیلی وقته دنبالتم پرنسس
نمیتونستم صحبت کنم انگار یکی حق این کار و بهم نیمداد نمی دونم چرا از روم بلند شد و رفت سمت در
ناشناس : برات غذا میارم پرنسس از دستای خودم غذا میخوری
بعدم از اتاق رفت در و بست
الان چیشد هنوز منگ بودم یعنی چی یعنی ما توی این دنیا خوناشامم داریم یعنی واقعا وجود دارن یا من دارم توهم میزنم نه ا/ت به خودت بیا گردنت میسوزه نمیتونی نادیده اش بگیری
وای دستامم بسته اس چطوری برم بیرون چطوری کوک و بقیه رو پیدا کنم نمی خوام اینجا باشم اگر همیجوری ازم خون بخوره میمیرم
ا/ت : یکم فکر کن اون مغزت و بکار بنداز
داشتم فک میکردم که در باز شد باز م خودش بود هیکل سیس پکیش از در اومد تو مونده بودم این به این خوشگلی دوست دختر نداره به دخترای دیگه دست میزنه؟ وای ا/ت چه فکرایی میکنی خاک تو سرت
ناشناس : بیا غذا آوردم
ا/ت : گشنم نیست
ناشناس : باید بخوری
ا/ت : میگم نیم خوام
ناشناس :...........
اومد نشست رو پام
ا/ت : هعییی برو پایین
یهو سرشو برد تو گردنم و رد زخمشو لیس زد میسوختتت وای خیلی درد داره از گردنم گرفت اومد بالا و بوسه های خیس میزاشت
ناشناس : یا همین الان غذات و میخوری یا تا جا داری میکنمت پرنسس
ترسیدم
ا/ت : باشه، باشه میخورم
ناشناس : افرین پرنسس من
اومد نشست جلوم و برام لقمه میگرفت و میزاشت دهنم منم میخوردم سیر شدم داشتم باهاش حرف میزدم
ا/ت:تو کی هستی؟
ناشناس : یکی که تو نمیشناسی
ا/ت: خب من و برای چی آوردی اینجا
ناشنا: خب طولانیه
ا/ت: بگو میشنوم
ناشناس : پیگیرت بودم ازت خوشم اومده و میخوام مال من باشی حتا اگر مخالفت کنی برام مهم نیست اگه قرار باشه پیشم بمونی هر جور شده نگهت میدارم
دهنم باز موند این روانیههههه نمیخوامممم
وای کوک کجاسسسس
داشت میرفت سمت در که......
ا/ت:اسمت چیه
برنگشت
ناشناس : اسم من.......
نامجونه
خمارییییییییییییی
تا پارت بعدی به یکی قول دادم امروز یه پارت دیگه ام بزارم لایک و کامنت فراموش نشه
- ۱.۹k
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط