زنی را دوست داشتن | اد هورنیک

زنی را دوست داشتن | اد هورنیک



زنی را دوست‌داشتن از مرگ گریختن
از هستی خاکی بیرون‌رفتن
در روح همدیگر چون رعد غریدن
با هم دراز کشیدن،گوش سپردن، خیال‌پردازی کردن
همراه با درختان شبانه، وزیدن
یکدیگر را بوسیدن و نواختن
لحظه‌ای همدیگر را به زندگی آوردن
غروب‌کردن و با شگفتی طلوع‌کردن است

می‌پرسم: خوابیده‌ای؟ پاسخی نمی‌دهد،
بی هیچ کلامی کنار هم خوابیده‌ایم و به همدیگر فکر می‌کنیم
دو روحِ لبریز از اندوه

دور از این دنیا که نمی‌تواند به ما آسیب برساند،
و نزدیکِ ستارگان، که سحرآمیز اشاره می‌کنند
انگار که مرده‌ام و او را رها کرده‌ام.
‌
دیدگاه ها (۴)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁶(نایون+...

شعر ملل :::::::::::زنی را دوست داشتن | اد هورنیکاثری از:اد ه...

تنهایی، سرطان بدخیم و شبانه روح است. تنهایی ، نه تنهاماندن. ...

---ویو لیانا:گاهی وقتا از خودم می‌پرسم که آیا واقعا ارزشش رو...

علي ساعت 8 از خواب بيدار شد. نميخواست از تخت بيرون بياد اما...

علي ساعت 8 از خواب بيدار شد. نميخواست از تخت بيرون بياد اما ...

علي ساعت 8 از خواب بيدار شد. نميخواست از تخت بيرون بياد اما ...

علي ساعت 8 از خواب بيدار شد. نميخواست از تخت بيرون بياد اما ...

داستان عاشقانه"عاشقت خواهم ماند"علي ساعت 8 از خواب بيدار شد....

علی ساعت 8 از خواب بیدار شد. نمیخواست از تخت بیرون بیاد اما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط