تمام تلاشم این است که نگاهم را کنترل کرده و به سمتش نچرخم
"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟻"
تمام تلاشم این است که نگاهم را کنترل کرده و به سمتش نچرخم
قلبم بودنش را میخواهد اما صدایش را خفه و به خود یادآوری میکنم که الایی هم میانمان وجود دارد
الایی را که مانند بختک بر روی زندگیمان افتاده بود
با ورود قاضی همه به احترامش سر پا میایستند
قاضی دستی به پرونده ها میکشد و چند سوال از بازپرس پرونده میپرسد و سپس جلسه را آغاز میکند
+ شاکی پرونده لی ا.ت قیام کنه
لیام به عنوان وکیل سر پا میایستد و بلهای در جواب قاضی میگوید
+ جناب لی توضیحات لازم رو ارائه بدید
لیام ــــ جناب قاضی موکل بنده لی ا.ت قصد طلاق از همسرشون جناب کیم تهیونگ رو دارند ، من چند وقت پیش جزئیات پرونده رو برای ایشون توضیح دادم و از احساسات موکلم براشون گفتم اما ایشون راضی به طلاق توافقی نمیشن و مدعین که خانم لی رو دوست دارن و ...
تهیونگ با عصبانیت حرف لیام را قطع میکند و میغرد :
تهیونگ ــــ ادعا نیست جناب قاضی من زنم و دوست دارم
ضربان قلبم ناخودآگاه بالا میرود و سعی میکنم قلب زبان نفهمم را کنترل کنم تا رسوایم نکند
قاضی اخم ریزی میکند و چند ضربهی آرام به میزش میزند و میگوید :
+ نظم دادگاه و بهم نزنید جناب کیم
و سپس از لیام میپرسد :
+ شما کی راجب طلاق توافقی با جناب کیم صحبت کردین ؟
لیام ــــ ایشون حدود یک هفتهی پیش به دفتر من اومدند و خواستار دیدار با خانم لی شدند ، من هم همونجا باهاشون صحبت کردم و بهشون پیشنهاد دادم که بدون هیچ حاشیهای از هم جدا بشن اما متاسفانه رد کردند و گفتن که همسرشون و طلاق نمیدن
قاضی به سمت ته برمیگردد و میپرسد :
+ جناب کیم دلیل منطقی برای این کارتون دارید ؟
دست به سینه میایستد و حق به جانب میگوید :
تهیونگ ــــ آقای قاضی کجای دنیا دیدید یه زنه باردار بخواد از همسرش جدا بشه ؟
"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟻"
تمام تلاشم این است که نگاهم را کنترل کرده و به سمتش نچرخم
قلبم بودنش را میخواهد اما صدایش را خفه و به خود یادآوری میکنم که الایی هم میانمان وجود دارد
الایی را که مانند بختک بر روی زندگیمان افتاده بود
با ورود قاضی همه به احترامش سر پا میایستند
قاضی دستی به پرونده ها میکشد و چند سوال از بازپرس پرونده میپرسد و سپس جلسه را آغاز میکند
+ شاکی پرونده لی ا.ت قیام کنه
لیام به عنوان وکیل سر پا میایستد و بلهای در جواب قاضی میگوید
+ جناب لی توضیحات لازم رو ارائه بدید
لیام ــــ جناب قاضی موکل بنده لی ا.ت قصد طلاق از همسرشون جناب کیم تهیونگ رو دارند ، من چند وقت پیش جزئیات پرونده رو برای ایشون توضیح دادم و از احساسات موکلم براشون گفتم اما ایشون راضی به طلاق توافقی نمیشن و مدعین که خانم لی رو دوست دارن و ...
تهیونگ با عصبانیت حرف لیام را قطع میکند و میغرد :
تهیونگ ــــ ادعا نیست جناب قاضی من زنم و دوست دارم
ضربان قلبم ناخودآگاه بالا میرود و سعی میکنم قلب زبان نفهمم را کنترل کنم تا رسوایم نکند
قاضی اخم ریزی میکند و چند ضربهی آرام به میزش میزند و میگوید :
+ نظم دادگاه و بهم نزنید جناب کیم
و سپس از لیام میپرسد :
+ شما کی راجب طلاق توافقی با جناب کیم صحبت کردین ؟
لیام ــــ ایشون حدود یک هفتهی پیش به دفتر من اومدند و خواستار دیدار با خانم لی شدند ، من هم همونجا باهاشون صحبت کردم و بهشون پیشنهاد دادم که بدون هیچ حاشیهای از هم جدا بشن اما متاسفانه رد کردند و گفتن که همسرشون و طلاق نمیدن
قاضی به سمت ته برمیگردد و میپرسد :
+ جناب کیم دلیل منطقی برای این کارتون دارید ؟
دست به سینه میایستد و حق به جانب میگوید :
تهیونگ ــــ آقای قاضی کجای دنیا دیدید یه زنه باردار بخواد از همسرش جدا بشه ؟
"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
- ۴.۰k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط