مردی را دیدم که برای بوسیدن دختر پنج ساله اش،در مقابلش زا

مردی را دیدم که برای بوسیدن دختر پنج ساله اش،در مقابلش زانو زد و از او اجازه گرفت...
از او پرسیدم چرا چنین کردی؟
گفت:اینگونه یاد میگیرد که همیشه برای بوسیدنش...
اجازه لازم است..
یاد میگیرد که...
او باارزشترین موجود زمین است.
دیدگاه ها (۶)

.

سلام روزتون قشنگ...

حق الناس همیشه پول نیست …گاهی دل است؛دلی که باید میدادی و ند...

.

.قتل.

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

پارت معرفی

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

( خوشگلا شرمنده جلد رو اشتباه گذاشتم+⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love...

🖤 معارفه | «قلبی در قلمرو دشمن»او جونگ‌کوک بود؛۲۲ ساله، رئیس...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

تولدت مبارک، نامجون. 💜شاید هیچ‌وقت ندونی چند بار حرف‌هات درس...

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟑نه ماه بعد...ارتش به پایتخت بازگشت.ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط