فیک { خاسکترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟥

فیک { خاسکترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟥

پسر مو نعنایی با شنیدن صدای چیک چیک گوشی از خواب ناز بیدار شد

*فلش بک، شب قبل*

-هی جیمین پسره رو-
یونگی به بازیگر توی فیلم اشاره کرد و برگشت سمت جیمین ولی محض رضای خدا، اون پسرک کیوت خوابیده بود، چرا انقد کیوت بود؟ یونگی لبخندی زد و انگشتاش رو بین موهای ظریف جیمین برد و کمی نوازششون کرد، ظرف خوراکی رو برداشت و روی میز گذاشت، تلویزیونرو خاموش کرد، به سمت جیمین برگشت، خب اگه بغلش میکرد و میبرد اتاقش بیدار میشد پس تصمیم گرفت خودش هم کنار جیمین رو مبل بخوابه.
کنارش نشست پتوی نازک رو روی خودش و جیمین انداخت ولی اگه جیمین گردنش درد میگرفت چی؟ همون لحظه سر جیمین روی شونه ی یونگی فرود اومد و یونگی هم سرش رو اروم روی سر جیمین گذاشت، حالا هیچکدوم شون گردن درد نمیشدن.

*پایان فلش بک، زمان حال*

یونگی اروم پلکاش رو فاصله داد و با دختری که مشغول عکس گرفتن ازشون بود مواجه شد
- هی
دختر متوجه صدای یونگی شد و لب زد
- بلاخره بیدار شدین دیگه داشتم ناامید میشدم
یونگی با شنیدن صدای اشنای اون دختر ابرو هاش بالا پرید و چشماش گرد شد، جیمین هم کم کم بیدار شد و با دیدن اون دختر غریبه ی رو به روشون تعجب کرد
- یونگی؟
جیمین چشماش رو مالوند و با صدای گرفته و با حالت سوالی به یونگی نگاه کرد تا بفهمه جریان چیه
- چیه جناب مین انتظار نداشتی خواهر زیباتو اینجا ببینی؟
دختر گفت و موهاش رو با دستش تکون داد
جیمین با چشمای گرد به دختری که تقریبا شبیه یونگی بود نگاه کرد
یونگی پتو رو برداشت و اون طرف مبل انداخت، دختر روی مبل تک نفره ی کنارشون نشست و ظرف خوراکی رو از روی میز برداشت و دونه دونه خوراکی برمیداشت و میخورد
- یون جی تو اینجا چیکار میکنی؟
دختر انگشتش رو لیسید و ظرف خوراکی رو روی میز گذاشت
- آم خب راستش مادر عزیزمون منو از خونه بیرون کرد
دختر گفت و شونه ای بالا انداخت
- باز چیکار کردی؟
یون جی با نگاهی که میگفت ( وا منظورت چیه ) به یونگی نگاه کرد.

بیشتر از این نمیشه بنویسم یعنی ویسگون اجازه نمیده اگه تونستم پارت بعد رو الان میزارم🤏🏻
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_یونمین #بنگتن
دیدگاه ها (۱۰)

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟦یون جی پاش رو اون یکی پاش انداخت و ...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟤 جیمین از بغل یونگی بیرون اومد و س...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟣 - خب ما دیگه میریم سوهو گفت و دست...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟫- به نظرت دارم چیکار میکنم؟ نمیبینی؟...

باران در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط