Part

Part:142
لارا : عاااااا
سوبین : خب من دیگه باید برم لارایی مراقب خودت باش فردا بیام بیشتر میمونم
لارا : باشه
تهیونگ : کجا؟؟
سوبین : نکنه میخوای با شما بیام
کوک : تو کجا میمونی
سوبین : به شما چه ربطی داره آخه
هانی : ولش کنین
دکتر : عاعا سلام
هانی : دکتری اومدی
دکتر : باید بگم یه مدت دیگه مهمون ماشین
لارا : عاااااا
سوبین : مراقب خودتون باشین فعلا
دکتر : منم رفتما خدافظ
سوبین : با دکتر اومدم بیرون داشتم باهاش حرف میزدم که یه سر گسجه عجیب اومد سراغم
دکتر : هعی حالت خوبه؟؟
سوبین : ن...نه
دکتر : سرگیجه داری؟؟
سوبین : هوم
دکتر : باهام بیا
دکتر : پرستار یه آزمایش فوری بگیر ازش
پرستار : چشم
دکتر : چند لحظه منتظر باش
سوبین : م...من‌‌‌....از آمپول میترسم نههههه
دکتر : چته بشین بینم
سوببن : نه نههههه
ژانگ : سوبین؟
سوبین : آه ژانگ
ژانگ : اینجا چیکار میکنی
پرستار: شوهرشی بیا اینجا آرومش کن
ژانگ : نمنه
پرستار : یک دو سه
سوبین : جیغغغغغغ ولم کننننن
ژانگ : آروم باش بچه
سوبین : آههههههه
ژانگ : خیلی خب تموم شد
سوبین : منو میرسونی
ژانگ : حله
سوبین : دستت طلا
ژانگ : وایسا جواب آزمایشت بیاد
سوبین : راس میگی یادم نبود
چند دقیقه بعد
پرستار : کیم سوبین
سوبین : بله
پرستار : اتاق دکتر
سوبین : چشم
ژانگ : منم میام
سوبین : باشه
ژانگ : بشین سلام دکتر
دکتر : اهم خانوم سوبین من به آزمایش هاتون نگاه کردم فهمیدم که تو سرتون یه تومر مغزی مرحله ۲ دارین
دیدگاه ها (۰)

Part :۱۴۳سوبین : چی میگی اشتباه شده دکتر : متاسفم بهتره هرچه...

Part:144الکس : واقعا که سوبین : ا...الکس...تو...مستی...الکس ...

Part:141تهیونگ : اجازه هست؟هانی : عاره بیایین داخلکوک : سلام...

Part:140دکتر : چی کنن لارا منو تو محرم راز همدیگه هستیم لارا...

Part:183هانی : الکس میگم چقدر بدبختی الکس : هع واقعا ته : د...

Part:۱۲۳ویو شرکت سوبین ؛ واییییی خیلی ذوق زدم هانی ؛ امممم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط