بیا نبودنت را حضوری دوباره ببخش !
بیا نبودنت را حضوری دوباره ببخش !
اسم عبور شب را بگو
به سایه ی تنهای یک زن
به آغوشِ خسته اش
طلوعی دوباره ببخش
بی تو، حجمِ لحظه ها
پر از خالی ست
بیا به این سکوتِ بی فرجام
غروری دوباره ببخش
جنگِ خونینی ست
میانِ قلب و منطق و انتظار
به سرزمینِ شکست خورده سینه ام
بیا شکوهی دوباره ببخش
بیا بگو سلام محبوبِ من
سلام نازنین
در آغوشم بگیر
بیا و خاطراتِ کهنه را
مروری دوباره ببخش
ترانههای عاشقانه واژه کم دارند
مرا به خود بخوان
عشق در راه است
بیا تولدش را
فروغی دوباره ببخش
اسم عبور شب را بگو
به سایه ی تنهای یک زن
به آغوشِ خسته اش
طلوعی دوباره ببخش
بی تو، حجمِ لحظه ها
پر از خالی ست
بیا به این سکوتِ بی فرجام
غروری دوباره ببخش
جنگِ خونینی ست
میانِ قلب و منطق و انتظار
به سرزمینِ شکست خورده سینه ام
بیا شکوهی دوباره ببخش
بیا بگو سلام محبوبِ من
سلام نازنین
در آغوشم بگیر
بیا و خاطراتِ کهنه را
مروری دوباره ببخش
ترانههای عاشقانه واژه کم دارند
مرا به خود بخوان
عشق در راه است
بیا تولدش را
فروغی دوباره ببخش
- ۸۳۹
- ۲۸ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط