نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست

بی گمان در دل من جای کسی هست که نیست

غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها

شاعری محو تماشای کسی هست که نیست

در خیالم وسط شعر کسی هست که هست

شعر آبستن رویای کسی هست که نیست

کوچه در کوچه به دستان تو عادت میکرد

شهری از خاطره منهای کسی هست که نیست

مثل هر روز نشستم سر میزی که فقط

خستگی های من و چای کسی هست که نیست

زیر باران دو نفر,کوچه،به هم خیره شدن

مرگ این خاطره ها پای کسی هست که نیست....
دیدگاه ها (۳)

پریشانم چو گیسویت پریشان تر .. کجا دیدی..؟چو اخگر در تب و تا...

آمدی لیلی ولی مجنون از اینجا رفته است خسته شد از بی وفایی کو...

ﻓـــــﺮﺍﻣـــﻮﺷــﺶ  ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ....ﻓــﻘـــﻂ  ﮔـــﺎﻫــــﯽ  ﺍﺳـــﻤ...

آغوش من به نام تو باشد...گناه نیستدر اختیار تام تو باشد ...گ...

‌نفسم بند نفسهای کسی هست که نیستبی گمان در دل من جای کسی هست...

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیستبی گمان در دل من جای کسی هست ...

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیستبی گمان در دل من جای کسی هست ...

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیستبی گمان در دل من جای کسی هست ...

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیستبی گمان در دل من جای کسی هست ...

نفسم بند نفس های کسی هست که نیست بی گمان در دل من جای کسی هس...

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست بی گمان در دل من جای کسی هست...

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست...بی گمان در دل من جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط