پارت چهارم غرور عاشقانه

پارت چهارم غرور عاشقانه
گفتم:نه دکتر هیچی
دکتر:دخترم دوباره چشماتو ببند و آروم باز کن
هرچی گفت انجام دادم ولی بازم ندیدم ناامید شده بودم چند روز گذشت خانم بزرگ همون تور کع گفته بود پول عمل داد ولی چه فایده داشتم تو کنکور ثبت نام میکردم امید وارم از کنکور به اون دانشگاهی که میخواستم درمیومدم ثبت نام کردم (چند ماه بعد )داشتم دوباره برای عمل آماده می‌شدم امیدی نداشتم ولی دوستم جیوو گفت درست میشم با حرفای که اون زد یه جوانه امیدی ته قلبم به وجود آمد.
بعد عمل دکتر آمد تو باز همون دکتر بود
دکتر:دخترم امید وارم اینبار دیگه ببینی بیین چشماتو ببند و فکر کن تو باغ پر گل هستی و داری با دوستات حرف میزنی و هروقت بهت گفتم آروم چشمتو وا کن
میون:باشه
هرچیزی که گفت انجام دارم و وقتی گفت آروم چشماتو باز کن آرون باز کردم
دکتر:نوری میبینی
میون : نه دکتر هیچی
دکتر:دوباره امتحان کن آروم چشمتو ببیند و باز‌کن
دوباره ایم کارو کردم و یه تو کوچیک دیدم
و به دکتر گفتم یه نور میبینم
دیدگاه ها (۶)

پارت ۵دکتر:سعی کن دوباره تلاش کنی چشماتو دوباره آرو‌م ببند و...

پارت ۶ با تعجب پرسیدم زلزله مامان:دخترم آمدی امتحان چطور بود...

پارت سوم غرور عاشقانه (۹سال بعد)داشتم برای عمل آماده می‌شدم ...

پارت دوم رمان غرور عاشقانه به کوک نگاه کردم چشم خیلی درد میک...

عشق در تاریکی 32<< ویو ات >>حالم واقعا بد بود و داشتم میلرزی...

مَن کِه خود زَخمدارِ خیالاتِ تواَمماندِه اَم این دِلتنگی اَز...

زندگی:p⁵رفتیم توی مطب ولی با حرفی که دکتر زد دستام یخ شد...د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط