سایه ای با سینه ای از بغض لبریز آمده

سایه ای با سینه ای از بغض لبریز آمده
دردمندی در پی حسّی طرب خیز آمده
ابرها را پس بزن از روی ماهت مدتی ست
این شب آیین در پی صبحی دل انگیز آمده
وعده دادم تشنگی را جامی از نوش لبت
باز هم رندانه گفتی فصل پرهیز آمده!
تحفه ی درویشی ام دل بود؛ آوردم ولی
پیش چشمان فزون خواه تو ناچیز آمده
من همانم؛ خانه ای ویران که از بخت بدم
روی سقف بی ستونم برف یکریز آمده
آهوی احساس ما را حاجت افسار نیست
گردنم را طوق مهرت، گردن آویز آمده
شاعری گیجم که شرح مجملی از شکوه هام
لابه لای واژه های طعنه آمیز آمده
چار فصل سال اگر هم سر به سر باشدبهار
باز می بینی دلم دنبال پاییز آمده...🦋💞🦋

دیار ییلاقیِ دلدار،عباس آباد😍

#saharshehim💖

#عاشقانه
#عزیزترینم
دیدگاه ها (۰)

#عاشقانه تقدیم بهترینم🫂🧿🌐چند روزی است که تنها به تو می اندیش...

شهر #تبریز استو خاکش تربت مردانگیمردمانش سرو قامت،اسوۀ آزادگ...

"چشم بد دور، که هم جانی و هم جانانی"جان شیرینِ دلم، مثل نفس ...

شاید من از جمله ی دوستتــ دارمـ زیاد استفاده نکنمـ ولی خبــ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط