گفت چیز عمیقی به من بگو
گفت: چیز عمیقی به من بگو
گفتم: سکوت را یاد گرفتهام
درست در اوج طوفانِ حرفهای نخوانده
با همان ها میخندم
که تیغِ خندههایشان
پوستِ روحم را میکَند
چون میدانم
عمیقترین دریاها
همیشه
در آرامترین نگاهها پنهاناند...
و من
اسبابیبازیِ غرور نیستم
که با هر باد
به صدا درآیم
بلکه درختیام
که ریشههایش
حتی به تلخترین حقیقتها
آب میدهد...
گفتم: سکوت را یاد گرفتهام
درست در اوج طوفانِ حرفهای نخوانده
با همان ها میخندم
که تیغِ خندههایشان
پوستِ روحم را میکَند
چون میدانم
عمیقترین دریاها
همیشه
در آرامترین نگاهها پنهاناند...
و من
اسبابیبازیِ غرور نیستم
که با هر باد
به صدا درآیم
بلکه درختیام
که ریشههایش
حتی به تلخترین حقیقتها
آب میدهد...
- ۱.۳k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط