MRLOVE
MR.LOVE
Part 7
سومین: بگو دیگه
هان: راستش من..من خیلی وقته از تو خوشم میاد اما نمیتونستم بهت بگم
سومین: (با تعجب بهش نگاه میکردم) هوم پس تو از من خوشت میاد؟
هان: آره
سومین: راستش...منم..منم یذره ازت خوشم میاد(خجالتی و آروم)
هان: پس میای قرار بذاریم؟
سومین: خب سخت شد. میخوام باهات قرار بذارم اما برام سخته
هان: چرا؟
سومین: میتونی تا فردا صبر کنی؟
هان: باشه
سومین: بیخیال..خوابت نمیاد؟
هان: آره
سومین: پس شامتو بخور و بعدش بخوای
هان: باشه...
[سومین] همینجور که داشت میخورد بهش نگاه میکردم.
[هان] متوجه نگاه های سومین شدم و تصمیم گرفتم بهش بدم.
هان: بیا تو هم بخور
سومین: نمیخوام
هان: عه بخور دیگه
سومین: آروم باش😐 باشه میخورم
(پرش زمانی)
[سومین] غذا تموم شد و دیگه آخرای شب بود. من هم خوابم میومد
سومین: بخواب دیگه
هان: باشه باشه (خنده ی ریز)
سومین: به عمت بخند🫤
[سومین] اول گذاشتم هان بخوابه. وقتی خوابش برد پتو رو روش کشیدم و من هم کنارش خوابیدم اما با فاصله بیشتر...
ادامه دارد...🍒
Part 7
سومین: بگو دیگه
هان: راستش من..من خیلی وقته از تو خوشم میاد اما نمیتونستم بهت بگم
سومین: (با تعجب بهش نگاه میکردم) هوم پس تو از من خوشت میاد؟
هان: آره
سومین: راستش...منم..منم یذره ازت خوشم میاد(خجالتی و آروم)
هان: پس میای قرار بذاریم؟
سومین: خب سخت شد. میخوام باهات قرار بذارم اما برام سخته
هان: چرا؟
سومین: میتونی تا فردا صبر کنی؟
هان: باشه
سومین: بیخیال..خوابت نمیاد؟
هان: آره
سومین: پس شامتو بخور و بعدش بخوای
هان: باشه...
[سومین] همینجور که داشت میخورد بهش نگاه میکردم.
[هان] متوجه نگاه های سومین شدم و تصمیم گرفتم بهش بدم.
هان: بیا تو هم بخور
سومین: نمیخوام
هان: عه بخور دیگه
سومین: آروم باش😐 باشه میخورم
(پرش زمانی)
[سومین] غذا تموم شد و دیگه آخرای شب بود. من هم خوابم میومد
سومین: بخواب دیگه
هان: باشه باشه (خنده ی ریز)
سومین: به عمت بخند🫤
[سومین] اول گذاشتم هان بخوابه. وقتی خوابش برد پتو رو روش کشیدم و من هم کنارش خوابیدم اما با فاصله بیشتر...
ادامه دارد...🍒
- ۱.۶k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط