بغلم می گیری

بغلم می گیری
شانه هایت امنیت من می شود
سرم را بر گرد نگاهت تکیه می زنم
باز ، آشوب می کند بوی اقاقیای تنت
رستاخیز کلمات می شود در من
شعر می آید
مست می شوم
دوستت دارم می خوانم
دستانت حلقه کمرم می شود
نجوا می کند دوستت دارم را
باز بوسه های تکراری هر روز
و دلهره های مانوس
گاه رفتن می شود
دستانم را می کشم
می روم که بروم
می آیی ، بوسه آخر با طعم خداحافظی.
دیدگاه ها (۱)

این رساندن های شب بی تو ، به صبحعطر صبح تنتپهنای تنگ آغوشتبو...

صبحبرکت چشمان توست آنگاه کهانتظار حضورتواژه واژه درمن شعر می...

ﺳﮑــــــــــﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻗﻀـــــ...

همه ی ما یک عذرخواهی به احساس خود بدهکاریم...زمانی که برای ن...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

★彡   Part 69 彡★ دهنم باز موند.یه لحظه به معنای واقعی کلمه هن...

پروانه جان

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط