عجب رسمیه رسمه زمونه
عجب رسمیه رسمه زمونه
قصه ی برگ وبادخزونه
میرن آدماازاونافقط
خاطره هاشون به جامیمونه
کجاست اون کوچه چی شداون خونه
آدماش کجان خدامیدونه
بوته ی یاسه باباجون هنوز
گوشه ی باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تاهفتاخونه
خودش کجاست خدامیدونه
میرن آدماازاونافقط
خاطره هاشون به جامیمونه
تسبیح ومهره بی بی جون هنوز
گوشه ی طاقچه توی ایوونه
خودش کجاست خدامیدونه
خودش کجاست خدامیدونه
میرن آدماازاونافقط
خاطره هاشون به جامیمونه
پرسیدزیرلب یکی باحسرت
پرسیدزیرلب یکی باحسرت
که ازمابعدهاچی یادگاری به جامیمونه
خدامیدونه
میرن آدماازاونافقط خاطره هاشون
به جامیمونه
حواسمون باشه...!
قصه ی برگ وبادخزونه
میرن آدماازاونافقط
خاطره هاشون به جامیمونه
کجاست اون کوچه چی شداون خونه
آدماش کجان خدامیدونه
بوته ی یاسه باباجون هنوز
گوشه ی باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تاهفتاخونه
خودش کجاست خدامیدونه
میرن آدماازاونافقط
خاطره هاشون به جامیمونه
تسبیح ومهره بی بی جون هنوز
گوشه ی طاقچه توی ایوونه
خودش کجاست خدامیدونه
خودش کجاست خدامیدونه
میرن آدماازاونافقط
خاطره هاشون به جامیمونه
پرسیدزیرلب یکی باحسرت
پرسیدزیرلب یکی باحسرت
که ازمابعدهاچی یادگاری به جامیمونه
خدامیدونه
میرن آدماازاونافقط خاطره هاشون
به جامیمونه
حواسمون باشه...!
- ۲.۰k
- ۲۴ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط