لب شیرین تو تلخ است ، مگر می زده‌ای

لب شیرین تو تلخ است ، مگر می زده‌ای
گو که با کی زده‌ای باده ، بگو‌ کِی زده‌ای

سردی جان من از آتش یاقوت تو سوخت
فرودینی تو که صد شعله بر این دی زده‌ای

آه از آن خال به زیر لب گرمت که از آن
طعنه بر شوکت و بر گنج جم و کی زده‌ای

حاجتی نیست به مطرب که ‌توازحسن کلام
شعله بر عود و شرر بر جگر نی زده‌ای

شده‌ام می زده از میکده ی لعل خوش ات
تو که خود میکده‌ای گو به کجا می زده‌ای

هی بگوئی که نیم مست وبه هربوسه ی تو
گویمت دور زچشمان «وفا» ،هی‌ی‌! زده‌ای!
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

📖 آکادمی آستریاپارت چهارم | «راز برج قدیمی»بعد از حرف جنا......

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط