میگفت وقتی می بینمش یه چیزی تو دلم هری پایین میریزه م

میگفت : وقتی می بینمش یه چیزی تو دلم هُری پایین میریزه، مثل ریختنِ برفای جمع شده روی شاخه های بیدِ مجنون پیر تو حیاط...
@dlemoammar1
دیدگاه ها (۳)

‏از یجایی به بعد دیگه عاشق نمیشی، فقط میخوای با ینفر بصورت م...

سرنوشت هر انسانی تو دستای خودشه، فقط باید به قدر کافی شجاع ب...

‏ظرفیت قبول کردن آدمای جدید تو زندگیمون دیگه تموم شده، اون ق...

هیچ وقت بابت عشق‌هایی که نثار دیگران کرده‌اید و بعدها به این...

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته می...

از تو چیز زیادی نمی خواهم...تنها قطعه ای از شرجیِ حنجره ات ر...

You must love me... P14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط