آن آبی چشمان تو زیبا و‌ مست است

آن آبی چشمان تو زیبا و‌ مست است
مانند دریا روح من را غرق کرده ‌است

چون قایقی در موج این چشمان زیبا
هر لحظه پارو می‌زنم در اوج رویا

مست و‌ پریشان در نگاه عاشقت دل
لبریز از عشق است اینجا کنج منزل

در زیر باران نگاه با عطر گیسوت
گم می‌کنم خود را میان هر ‌ دو ‌ بازوت

گم می‌ شوم‌ در بین مو های قشنگت
دل‌ سوخته‌ ، در خاطرات رنگ ‌رنگت

امشب چنان از دوری ات دل بی قرارم
در وصف زیبای رخت ، نقشی نگارم

یک‌ بوسه بر لب دست بر زلف فریبات
تا صبح می ‌خوانم‌ سرود از سبز رویات
(ندا)
دیدگاه ها (۹)

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

آن آبی چشمان تو زیبا و‌ مست استمانند دریا روح من را غرق کر...

...نگاهم در نگاه مست تو پیـچید و گم شدمیان‌باغ‌چشمان‌توخوش‌چ...

...به شوق بوسه‌هـا پاییز در کنج لبت گم شدنگاهـم باز در باران...

...امشب به شور عشقت تا صبح بی‌قرارمبا خاطرت نشستم میلی به‌خو...

خدایا بی قرارم من،بگو با من قرارم کو؟خمار چشم یارم من،نگاه م...

ای جــان مـــن ارزانیِ چشمـان فــریباتزیبا شده ای تا بــــزن...

...باز زلـف تو به آغـوش نسیم افتاده استایـن دل غـم زده‌ام با...

...معشوق شب‌هـای من ای مهتاب برخیزاز عشـق تو گـردیده دل بی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط